تبليغاتX
دوســـــــــــــتت ندارم








دوســـــــــــــتت ندارم

 

بیادتم و با فانوسی در دست تمام کوچه های مه گرفته را می پیمایم تا شاید رد پایی از خاطرات ان روز های با هم بودن را پیدا کنم

میترسم میترسم از این تنهایی بمیرم

من در این سکوت غم انگیز صدایت میکنم و ساعتی به انتظارت مینشینم اما تو را نمی یابم و مرغ شب به حالم گریه میکند

شاخه ها میلرزند و اشک از چشمانم جاری میشود و با دلی پر از اندوه این شب شوم را که به بلندی شب یلداست با چشمانی ابری اما منتظر سپری میکنم

شاید در سپیده ی صبح تو را بیابم و حرف های نا گفته ام را با تو گویم و دوباره شوق زیستن را تجربه کنم و عشق را نثارت کنم

چرا که تو فقط تو معنای عشقم را خواهی فهمید

می خواهمت بیشتر از همیشه ...

متن ادبی از عطیه

نوشته شده در یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391ساعت 22:31 توسط مهدی|



 

بیا با من دلم تنها ترین است/ نگاهت در دلم شور آفرین است/ مرا مستی دهد جام لبانت/ شراب بوسه

 ات گیرا ترین است/ ز یك دیدار پی بردی به حالم/ عجب درمن نگاهت نكته بین است/ سخن از عشق

 ومستی گوی با من/ سخن هایت برایم دلنشین است/ مرا در شعله ی عشقت بسوزان/ كه رسم

 دوستداریها همین است/ نشان عشق را در چشم تو خواندم/ دلم چون كویی آیینه بین است/ به من

 لطف گل مهتاب دادی/ تنت با عطر گلها همنشین است/ دوست را هم تو باش آغاز وپایان/ كه عشق

اولی وآخرینست


 

این جمله را هرگز فراموش نکن: "برای دوستت دارم بعضی ها مرسی هم زیاد است

 


دیشب با دوستم رفته بودم رستوان.... روبروی تخت ما یه دختر پسر نشسته بودن که پسره پشتش به

 تخت ما بود،معلوم بود با هم دوست هستند،اتفاقی چشمم به چشمه دختره افتاد.... قشنگ معلوم بود

 پسره عاشقه دخترست،دختره شروع کرد به آمار دادن،سرمو انداختم پایین....دفعه بعدی تحریک شدم با

 نگاه بازی کردیم. خلاصه یه کاغذ برداشتمو به دختره علامت دادم،با نگاهش قبول کرد،بلند شدن ،پسره

جلو رفت که حساب کنه دختره به تخته ما رسید دستشو دراز کرد کاغذ رو گرفت براش نوشته بودم ..... خیـــــــلی پستی
 

 

نوشته شده در دوشنبه یازدهم اردیبهشت 1391ساعت 19:7 توسط مهدی|




i_walk_alone_by_.jpg

 

بالش خودم را ترجیح میدهم...شانه های تو مانند بالش های مسافر خانه هستند...خوب میدانم سر های زیادی را تکیه گاه بوده


برای آدم بهانه گیر همیشه بهانه وجود دارد". ضرب المثل آلمانی

 

همیشه باید در پی چشمهای تو ستاره های جاده را سوا کنم...و چه طولانیست...این شب های بی ستاره ی جاده

 


گاهی با یک قطره ، لیوانی لبریز می شود گاهی با یک کلام ، قلبی آسوده و آرام می گردد گاهی با یک کلمه ، یک انسان نابود می شود گاهی با یک بی مهری ، دلی می شکند مراقب بعضی یک ها باشیم در حالی که ناچیزند ، همه چیزند

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم فروردین 1391ساعت 12:40 توسط مهدی|



 

 

 

 

 

زندگی، زندگی نو بودن است، زندگی غیر قابل پیش بینی بودن است، زندگی لحظه ای خندیدن و لحظه ای دیگر گریستن است


 


زندگی با تو بودن است، زندگی عشقت را به دل داشتن است، زندگی برای من، با تو بودن است


 


زندگی بودن در این لحظه است، زندگی دیدن آینده اما در آن غرق نشدن است، زندگی فراموش کردن گذشته اما از آن درس گرفتن است


آن که می گوید زندگی گذشته است مرده، آن هم که می گوید زندگی در راه است باخته، زندگی اکنون است، همین لحظه زندگیست


آری زندگی این است

 

 

 

تقدیم به بهتریین دوست دنیا ....

کسی که همیشه بهم خوبی کرد و من بهش بدی کردم ..من اذیتش می کردم و اون هیچی بهم نمی گفت...می تونم بگم اون اولین کسی که من تو عمرم بهش تکیه کردم...با امید هایی که بهم می داد تونستم زندگی کنم....کسی که من همیشه دوسش می دارم ...

 

نمیدونم چی  بگم ببخشید که من بی اجازه اومدم برات ۱ پست گذاشتم...

 

 

 

حرفهایم گاهی


 

طعم تلخی دارند


 

مثل عطر ِ خوش ِ


 

روی پیرهنت…

 

 

 

خیلی سخته چیزی رو که تا دیشب بود یادگاری صبح بلند شی وببینی که دیگه دوستش نداری ....خیلی سخته که نباشه هیچ جایی برای آشتی بی وفا شه اون کسی که جونتوواسش گذاشتی ....خیلی سخته تو زمستون غم بشینه روی برفامی سوزونه گاهی قلب وزهر تلخ بعضی حرفا  ...خیلی سخته اون کسی که اومدوکردت دیوونه هوساش وقتی تموم شد بگه پیشت نمی مونه...خیلی سخته اگه عمر جادوی شعرت تموم شه نکنه چیزی که ریختی پای عشق اون حروم شه ...خیلی سخته اون کسیکه گفت واسه چشمات می میره بره ودیگه سراغی ازتوونگات نگیره ....خیلی سخته نکنه یه روز ندامت راه تلخ آخرت شه ...خیلی سخته که عزیزی یه شب عازم سفرشه تازه فردای همون روزدوست عاشقش خبر شه ...خیلی سخته که دلی روبا نگات دزدیده باشی وسط راه اما ازعشق،یه کمی ترسیده باشی ...خیلی سخته که بدونه واسه چیزی نگرانی ازخودت می پرسی یعنی،میشه اون بره زمانی؟...خیلی سخته توی پاییزباغریبی آشنا شی اما وقتی که بهار شد یه جوری ازش جداشی ...خیلی سخته یه غریبه به دلت یه وقت بشینه بعد به اون بگی که چشمات نمی خواد اونو ببینه ...خیلی سخته که ببینیش توی یک فصل طلاییکاش مجازات بدی داشت توی قانون بی وفاییخیلی سخته که ببینی کسی عاشقیش دروغه چقدر از گریه اون شب،چشم تو سرش شلوغه ...خیلی سخته واسه اون بشکنه یه روز غرورت اون نخواد ولی بمونه همیشه سنگ صبورت ...خیلی سخته بودن تو واسه اون بشه عادت دیگه بوسیدن دستات واسه اون بشه عبادت ...خیلی سخته که دل تو نکنه قصد تلافی تا که بین دوپرستو نباشه هیچ اختلافی ...خیلی سخته اونکه دیروز واسش یه رویا بودیاز یادش رفته که واسش تو تموم دنیا بود...یخیلی سخته بری یکشب واسه چیدن ستاره ولی تا رسیدی اونجا ببینی روزشددوباره خیلی سخته که من وتو همیشه باهم بمونیم 

انقدرعاشق که ندونن دیوونه کدوممونیم

 

 

بهترین دوستم بودی و خواهی بود....با آرزوی موفقیت برای شما دوست خیلی عزیـــــــــــــــــــــــــــــــزم

به یادتم

مواظب خودت باش

 

خدانگهدار

نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 11:27 توسط مهدی|



 

04976987593614744848.jpg
یکی از بهترین دوستم ازداج کرده .... یکی از بهترین دوستم نه ..... بهترین دوستم

این شالله خوش بخت شی ....

این شالله بهترین ها از ان تو باشه

این شالله همسرت بهترین همسر واست باشه

واقعا نمیدونم چه دعایی در حقت کنم

این پستو تقدیم به تو میکنم ..... خیلی دوست دارم

 

گاهی اوقات آرزو می کنم ای کاش تک پرنده عاشقی بودم که میان صدها هزار پرنده بتوانم به قله بلند سرزمین هستی برسم و پرواز کان نغمه سر دهم که... من شیدای تو و عاشقانه دوستت دارم و فراموشت نمیکنم .... ( چقدر خوشحالم که تو ازداج کردی .... دیگه کسی نیست هی بهم گیر بده  )

 

عشق یعنی خون دل یعنی جفا عشق یعنی درد و دل یعنی صفا عشق یعنی یک شهاب و یک سراب عشق یعنی یک سلام و یک جواب عشق یعنی یک نگاه و یک نیاز عشق یعنی عالمی راز و نیاز  ( هیچ وقت فراموشت نمیکنم )

 

به روی گونه تابیدی و رفتی مرا با عشق سنجیدی و رفتی تمام هستی ام نیلوفری بود تو هستی مرا چیدی و رفتی ( از پیشم رفتی و واست ارزوی خوش بختی میکنم )

 

وی یک طاقچه سنگی میون دو قاب رنگی بودن من وتو با هم داره تصویر قشنگی عکس تو تو قاب خاتم در حصار خالی از غم حتی در مرگ تن من نمی گیره رنگ ماتم ( به یاد اون همه روز هایی که یاد هم بودیم .... چه زود گذشت .... اما به خوبی گذشت )

 

بیا با پاک ترین سلام عشق آشتی کنیم *بیا با بنفشه های لب جوب آشتی کنیم * بیا ازحسرت و غم دیگه باهم حرف نزنیم * بیا برخنده ی این صبح بهار خنده کنیم  (  توی فصل بهار ازدواج کردی این شالله همه ی روز های زندگیت بهاری باشه )

 

خوشبختی مثل یه پروانه است . وقتی دنبالش می‌دوی پرواز می‌کنه اما وقتی وایسی میاد رو سرت میشینه ( این شالله زیباترین زندگی عالم مال تو باشه )

 

هر گز ندیدم بر لبی لبخند زیبای تو را هر گز نمی گیرد کسی در یاد من یاد تو را ( چقدر دلم هوای قهرو اشتیامونو کرده . واسه ی همه ی کارایی که واسم انجام دادی ممنونم .... (نمیدونم به چه زبونی بگم ... هیچ وقت فراموشت نمیکنم ... تو تنها رفیق من بودی ... تنها کسی که حرف دلمو بهش میزدم ...

بهترین دوستمم خواهی موند ... )

برای خوش بختیت قاصدکی فوت کردم ...

خدا حافظ ای بهترینم ...

نوشته شده در سه شنبه پانزدهم فروردین 1391ساعت 14:55 توسط مهدی|




صدای باد و بارون اومد توی خیابون 

اشکم داره میریزه بشور چشامو بارون 

چشم انتظار دیدن از زندگی بریدن 

انگار خدا نمیخواد بازم تورو ببینم

اخه تو هنوز عشق منی نکنه بری دلم رو بشکنی

هنوزم طرز نگاتو دوس دارم  خنده و اشک چشاتو دوس دارم

با چه بهونه داری کجا میری نمیخوام بهم بگی مسافری

واسه عشقمون همش دل واپسم که اگه بری یه بی کسم

چشم انتظارو دوری اخه تا کی صبوری

میخوام پیشت بمونم بهم بگو چه جوری

دلم همش غم داره انگار تورو کم داره 

بیا پیشم بمون تا دلم یه همدم داره

اخه تو هنوز عشق منی نکنه بری دلم رو بشکنی

هنوزم طرز نگاتو دوس دارم  خنده و اشک چشاتو دوس دارم

با چه بهونه داری کجا میری نمیخوام بهم بگی مسافری

واسه عشقمون همش دل واپسم که اگه بری یه بی کسم

نوشته شده در چهارشنبه نهم فروردین 1391ساعت 11:34 توسط مهدی|




سلام 

خوب هستین ؟ خوش میگذره ؟ 

به من که حسابی خوش میگذره ... نمیدونم این خونه تکونی دیگه چه صیغه ای یه .... این مامانه خونه حسابی ازمون کار کشیده 

این دوستم راست میگفتا ... میگفت اگه دیدی این روزا بهت زیاد محبت میکنن بدون واسه خونه تکونی یه ... سری جیم شو .... منو بگو که ببه این چیزا فکر نکردم 

جاتون خالی الان گردن درد گرفتم از بس سرم بالا بودو داشتم همه چیو تمیز میکردم ....

از بحث خونه تکونی بگذریم که تمومی نداره ....

راستی واسه عید دارم میرم مشهد خدا کنه مثل اون دفعه نشه .... اون دفعه از بس هوا سرد بود من یه کلاه سرم بود و یه شال گردن دورم پیچیده بود ... لباس که خبرشو نگیر ... هرچی داشتم پوشیده بودم 

موقع سال تحویل تو حرم بودیم .. از بس هوا سرد بود رومون پتو بود .... دیدیم پتو جواب نمیده که فرش حرمو کشیدیم سرمون ...

خدا کنه امسال مثل اون دفعه نشه 

خودم میدونم ... نایب الزیاره ی همتون هستم ... واسه ی همتون دعا میکنم ... هر چند خودم از خدا خجالت میکشم چیزی و بخوام ....

این پست هم شاید اخرین پست سال 90 باشه ... سال 90 واسم تقریبا سال خوبی بود ... تقریبا تونستم هدفمو پیدا کنم 

این شالله که همون هدفمونو پیدا کنیم و عاقبت بخیر بشیم ....

سال نوتون مبارک ... این شالله سال خوبی داشته باشین .... راستی میام نظراتو جواب میدما ... یه وقت نزارین نرین .... 


راستی اگه خوشتون اومد تو این سایت هم عضو شین


نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم اسفند 1390ساعت 11:35 توسط مهدی|



 


گنجشک با خدا قهر بود.....

روزها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت .

فرشتگان سراغش را از خدا می گرفتند و خدا هر با به فرشتگان این گونه می گفت : می آید .

من تنها گوشی هستم که غصه ها یش را می شنود و یگانه قلبی هستم که دردهایش را در خود نگه می دارد .

و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست .

 فرشتگان چشم به لبهایش دوختند ، گنجشک هیچ نگفت و ......

و خدا لب به سخن گشود : با من بگو آنچه سنگینی سینه توست .

گنجشک گفت : لانه کوچکی داشتم ،

آرامگاه خستگی هایم بود و سر پناه بی کسی ام .

 تو همان را هم از من گرفتی ...!!!

این طوفان بی موقع چه بود ؟ چه می خواستی ؟ لانه محقرم کجای دنیا را گرفته بود ؟

 و سنگینی بغضی راه کلامش را بست ......

سکوتی در عرش طنین انداخت ، فرشتگان همه سر به زیر انداختند ...

خدا گفت : ماری در راه لانه ات بود .

 باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند .

آنگاه تو از کمین مار پر گشودی .

گنجشک خیره در خدایی خدا مانده بود ...

خدا گفت : چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخواستی !

اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود .

ناگاه چیزی درونش فرو ریخت ....

های های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد ...

 

نوشته شده در پنجشنبه چهارم اسفند 1390ساعت 12:40 توسط مهدی|




مطالب پيشين
» شب بی تو بودن
» خیلی پستی
» شب های بی ستاره
» تقدیم به کسی که بهتر از اون تو دنیا پیدا نمیشه....
» تقدیم به بهترین دوست دنیام
» اخه تو هنوز عشق منی
» سال جدید مبارک
» گنجشک
» خدایا
» رفتی از این آغوش چه راحت
Design By : ParsSkin.Com